موسوی و خواهر زاده آن
اقای موسوی به هوش باش چوب خدا صدا ندارد ،
این مردم خون دادند و شهید دادند اقای موسوی !این مردم جانبازی و اسارت را تحمل کردند اما در مسیر حرکت خود با حق بودند و حق را سر منشا همه کارهای خود میدانستند با گرایش حق طلبانه سکوت اختیار میکنند و با گرایش حق طلبانه است که به دهان رهبری و کلام او و گفتار و حتی به بینش نگاه او افتخار سکوت را اختیار می کنند و تا زمانی که رهبری ان عزیز دل همه مستضعفین تصمیم برخوردی یا حرکتی را صادر ننمایند مردم در لاک دفاعی خود به سر میبرند و در تبعیت از ولایت خود را تو سری خور میدانند و بدانید زمانی که رهبری لب به مقابله بگشاید ان حرکت یک انفجار مردمی را در بر میگیرد که خود و ایادی شما بر جای خود میخکوب می شوید و ان وقت اندازه ارا خود را خواهی فهمید که ایا واقعا ارا شما دزدیده شده بود یا اینکه می دانستید رای نداشتید و قصد اغتشاش را داشتید حال با دیدن این اعتراضات هم می توان عظمت مردم و نظام را فهمید
اقای موسوی باید بدانید پای بر روی کف اب گذاشتید ! گرچه بار خود را از نظر سرمایه ای بستید به قول یکی از طرفداران شما که ساکن شیراز بود و در ابراز بیان خود که حکایت از فریب خوردگی خود داشت که بیان میکرد دو میلیاد تومان شخصا به شخص شما داده و شما فقط قول استفاده ایشان در منصب دولتی را به ایشان داده بودی حال که فهمیده قصد و مرام شما چیست ! و ایستادگی شما را در برابر ولایت میبیند بر گذشته خود اه ندامت سر می دهد اری بدان ریزش شما در امت حزب الله و رویش شما در اعضای سازمان خود حکایت از همبستگی شما با ایادی خارج از کشور را هویدا تر میکند
گرچه اخبار رسیده احتمال فرار شما از کشور را قوت میبخشد اما این دیگر از بی ارزشی شما و نوکری شما را خواهد رساند یقین داشته باش هرچه از گذشته ذخیره کردی و به اسم امام و نخست وزیری سو استفاده میکردی تمام شد مردم مردمی بودند که با اهدا تنها تخم مرغ در خانه جنگ را اداره کردند و چه جوانهایی که تنها امید خانه بودند گام در جبهه را با نیت پیروزی گذاشتند اما از ولایت سر بر نگرداندند
موسوی بدان امروز خواهر زاده را ترور کردندفردا نوبت خود شماست چون میدانند زمانی برای این نظام کار کردی و دشمان میداند شما روزی از خواب بیدار می شوی اما به خود بیا و این بیداری را با عزت بیدار کن نه اینکه فردای باشد که نه ملت قبول داشته باشه شما را و نه اسلام مثل شیخ علی تهرانی
یقین داشته باش افتراقی که در حاکمیت خانه شما بوجود اورد و شما برای بقای زندگی تن به این حرکت دادی از همین مسیر پیمان و دیگرانی که فرزند شما را به بیراه بردند ولی باز برای اینکه گند مسائل در نیاد سکوت را بر واقعیت انتخاب کردی پس به هوش باش مردم خیلی با خانواده شما بیگانه نیستند شاید از همان کانون هدف قرار گرفتی که راه بازگشتی برای شما نمانده باشد
پس بدان اقای موسوی که چوب خدا صدا ندارد هر کس به این نظام خیانت کرد نتیجه ای نگرفت میدانی چرا ؟ نه نمیدانی چون اگر میدانستی اینجوری خودت را بد نام نمی کردی اری این نظام وابسته به شخص نیست چون وابسته به ولایت است و اقا و ملا امام زمان ان را هدایت میکند
پس بیدار شو که چوب بی صدا ی خدا هم به سویت خواهد رسید گرچه شما صدای ان را نمی فهمی اما نتیجه ان را خواهید دید
این روزها ملت ایران چه مخالف نظام و چه موافق نظام از این همه حرمت شکنی به اسام و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در ماتم به سر می برند و از تکرار حادثه کربلا و رقص و پایه کوبی در خیابانهای تهران ابراز ناراحتی می نمایند بعضی روزنامه ها و سایت های معاند نظام که در قالب دوست قلم فرسایی میکنند در پی حرمتی برای حرمت شکنان هستند نه اینکه از انها بد نمی گویندیا عمل انها را تقبیح نمیکنند بلکه از زبان دیگران چرا اقدام به نقل گفتار دیگران را سر لوحه کار خود قرار میدهند و در گفتار خود عاملان حرمت شکن به روز عاشورا در مظلوم و کار انها را دفاع از خود وانمود مینمایند به گونه ای که اغتشاشگران در رتبه پاین تر از تقسیم بندی سایت تابناک قرار دارد که ان هم از گروه موسوی نبودند و گروه موسوی با ان گروه اغتشاشگر همراه نمی باشد
همین مطالب را رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران در جلسه امروز خود بیان کرد
رئیس کمیته محیط زیست شورای اسلامی شهر تهران در دویست و چهل و هفتمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران پیش از ورود اعضا به دستور جلسههای شورا، به اتفاقات روز تاسوعا و عاشورا اشاره کرد و گفت: مردم شهر ما اغتشاشگر نیستند و معترضان اغتشاشگر نبودند.
عضو موسس جبهه مشارکت در حالی از اغتشاشگران دفاع میکند که اوباما و برخی از سران کشورهای اروپایی از اغتشاشات روز تاسوعا و عاشورا در تهران حمایت کردهاند و سفیر انگلیس در ایران به دلیل دخالت کشورش در مسائل داخلی ایران به وزارت امور خارجه احضار شده است.
ابتکار در ادامه جلسه شورا گفت: مردم شهر ما اغتشاشگر نیستند و معترضان اغتشاشگر نبودند ولی فضا به گونهای است که متأسفانه این وقایع روز به روز وضعیت شدیدتری را به خود میگیرد.
سایت تابناک در زمان بی احترامی به عکس امام هم سعی داشت اذهان را از گروه موسوی رد نماید و ان عمل زشت را به گونه ای به افراد طرفدار دولت نسبت دهدکه این کار برایش میسر نشد چون فهمید مسولین مدرک کامل در رابطه با عوامل هتک جرمت به عکس امام مدرک دارند سکوت را اختیار کرد
نمی دانم سایت تابناک چه عداوتی با نیروی امنیتی مردم دارد که در جمع بندی خود باز به نیروی انتظامی می تازد و مینویسد باز نقایصی وجود داشت در ۲ورتی که ما عکسهایی از مظلومیت این نیرو میبینیم که چقدر این نیروها مظلوم واقع شدند

نکته مهمتر اینکه این سایت لباس شخصی ها را عامل تحریک معرفی میکنند در صورتی که مردم و لباس شخصی ها در حال عزای حسینی بودند و حتی در تلویزیونهای انها تصویری از لباس شخصی ها دیده نمی شد
این حرمت برای چیست ؟ ایا این بی حرمتی را باید حرمت دانست !!
عاشورا تجلی عشق و شور به معبود است . عاشورا منزلگه عاشقان بی ریا است . مکتب عشق و بدون ریا مکتبی که با مدد گرفتن از الطاف الهی به عاشقان خود درس ایثار و شهادت آموخت .
اسلامی که خود را در برائت کردن از نا پاکی و دوری کردن از ظلم و جور به دوستداران خود اموخت امر به معروف را بر نهی از منکر سبقت دهید تا ان سبقت نوعی نهی از منکر شود .
با همین امر به معروف بود که دشمن حقیقت را شناخت اما طمع مادی و دنیاطلبی دنیا مداران باعث شد چشم بر خورشید ببندند و روشنایی انوار ان را نبینند !
اری تاسوعاجرقه ای بود برای عاشورا ،جرقه ای که بارقه امید را زنده کردو وفارا ،دوستی ولایت مداری را ، عزت و جانبازی را در جامعه به یادگار گذاشت . تاسوعا عاشورایی بود نامریی ! روزی که امام همه را در رفتن و ماندن مخیر گذاشت راه و چاه زا مشخص کرد دوشمن را از دوست جدا کرد

عاشورا روز ریزش و رشد نمو بود ! عاشورا مرز بین حق و باطل بود . روز عاشورا روز ولایت مداری بود نماز روز عاشورا نماز اثبات حقانیت در مدار ولایت بود! ایا انان که ولایت مداری را پیشه شعار های خود کردند همانند سایت خیانت کار تابناک که در راستای اهداف دشمن حرکت میکند باید خیانت و تحریکی که در جامعه بوجود می آورد را ببیند که در روز عاشورای حسینی همانها یی که وکیل وصی انهاست که اگر نیروی انتظامی یا مردم عادی بر انها مسلط می شوند اه و اشک این سایت برایشان در می آید حال ببیند که حامیان میر خیانت کار تا کجا کار را پیش بردند که در روز عاشورای حسینی چه ننگی را بر دامن انها گذاشته و رسوایی دیگری را بر این خط مسیر افزوده است
مرگ بر خیانت کار این نظام
مرگ بر خیانتکار دین و نظام
مرگ بر منافقین خیانت پیشه
نمی دانم چرا سا یت تابناک سکوت ذا احتیار کرده و دنبال ضعف دولت در اتذازه های کوچک و بزرگ میگردد چرا امثال این عکس را در سایت خود نمیگذارد

مجریان تابناک ببینند دوستان معترض خود را که چکار میکنند ببین مظلومیت نیروی انتظامی را که شما انها را عامل نا امنی میدانید


شهادت كوچكترين سرباز كربلارابه پيروان
ولايت و ازاد مردان جهان تسليت ميگوييم

به مناسبت شهادت حضرت علی اکبر مطلبی را در سایت http://www.emamhossein.com/shahadate%20aliakbar.htm
پیدا کردم حیفم امد که ان را کپی نکنم و به دید شما عزیزان نرسانم امید وارم با مطالعه ان اگاهی لازم را کسب و ما را در فیض رسانی بی بهره ننمایید
شهادت جناب ابوالحسن علي بن الحسين الاكبر سلام الله عليه
مادر آنجناب ليلي بنت ابي مره بن عروه بن مسعود ثقفي است، و عروه بن مسعود يكي از سادات اربعه در اسلام و از عظماي معروفين است و او را مثل صاحب يس و شبيهترين مردم به عيسي بن مريم گفتهاند. و علي اكبر عليه السلام جواني خوش صورت و زيبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سيرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلي الله عليه و آله شجاعت از علي مرتضي عليه السلام داشت، و به جميع محامد و محاسن معروف بود چنانكه ابوالفرج از مغيره روايت كرده .............
ادامه مطلب
ادامه مطلب
با عرض پوزش از کاربران عزیز که امروز پست مربوط به
خورشید همیشه تاریخ رابه موقع ننوشتم
امروز ششمین روز محرم بود بر اساس یک سنت دیرینه در بین ایرانیان شیعه ، در هر یک از روزهای دهه اول محرم ، مداحان و عزاداران ، مراثی مربوط به یکی از شهدای والا مقام کربلا را میخوانند.امروز را هم به یاد دردانه امام حسن (ع) نامگذاری کردند قاسمبن حسنبن علي از شهداي بنيهاشم و آخرين فرزند امام حسن(ع) است كه در كربلا به شهادت رسيد. ابومخنف به نقل از حميدبن مسلم در حماسه او ميگويد: پس از زخمي شدن قاسم، امام حسين(ع)، خود را به او رسانيد، اما با يورش سواران دشمن، جنازه قاسم لگدكوب اسبان گرديد (طبري، ج 5، ص 447) .حضرت قاسم جوانی بود که امام عصر در سلام به او میفرماید :
السلام علی القاسم بن الحسن بن علی المضروب هامته ، المسلوب لامته حین نادی الحسین عمّه فجلّی علیه عمّه کالصّقر ، و هو یفحص برجله التّراب و الحسین یقول : بعدا" لقوم قتلوک ، و من خصمهم یوم القیمة جدّک و ابوک. ثم قال : عزّ والله علی عمّک ان تدعوه فلا یجیبک ، أو یجیبک و أنت قتیل جدیل فلا ینفعک هذا والله یوم کثر واتره ، و قلّ ناصره.
سلام بر قاسم پسر حسن ابن علی ( آنکه ) جثه اش ضربت خورده و ابزار جنگش به تاراج رفته ، هنگامی که عمویش حسین ( علیه السلام ) را فرا خواند ، عمویش بسان عقاب تیز پرواز بسوی او شتافت و مردم را از کنار او دور کرد و خود را به او رسانید ، در حالیکه او ( قاسم ) پایش را ( از شدت زخمها ) به زمین میکشید. و حسین علیه السلام فرمود : گروهی که ترا کشتند ( همانانی که ) در روز قیامت نیایت و پدرت با ایشان دشمنی میکنند را خداوند از رحمت خویش دورشان کناد. سپس فرمود : به خدا سوگند بر عمویت گران است که تو او را بخوانی ولی او ترا جواب نگوید ، یا بسوی تو آید و به تو رو کند در حالیکه تو کشته شده و استخوان دست و پا بریده شده باشی.
حال سوال اینجاست ایا زمان امام حسین شناخت ان عزیز بر همگان نامحسوس بود یا اینکه ولایت پذیری را از یاد برده بودند ایا زمان پیامبر ایمان ظاهری حاکم بود و همه منتظر رحلت پیامبر بودند یا اینکه از همان اول به ولایت اعتقادی نداشتند در یک نتیجه گیری میتوان گفت قبول رسالت را بدون ولایت از شعار خود میدانستند همان رسمی که منافقان عصر دیروز و منافقان امروز از ان تبعیت کامل داشتند ودارند اما با این عقده گشایی ره به جایی نخواهند برد چون مردم ما مردم زمان پیامبر نیستند گر چه منافق هزار چهره دارد اما شناخت اهداف انها برای ملت هوشیار ما کاری سخت و دشوار نخواهد بود
ادامه بحث از مطلب گذشته
این گفتار امام حسین (ع) ؛ حر را شادمان کرد . او به یقین دریافت که به زندگانی بی پایان و سعادت ابدی راه یافته است . حر داستان ندای هاتفی را هنگامی که از کوفه خارج می شد به امام حسین (ع) این گونه بازگو کرد : « من با گوش جان شنیدم ، کسی این گونه هشدارم می داد که ای حر ! تو را به بهشت بشارت باد . گفتم وای بر حر ، آیا تو او را به بهشت مژده می دهی ، در حالی که او برای جنگ با فرزند دختر پیامبر به حرکت درآمده است ». امام فرمود :« تو به خیر و نیکی و پاداش بزرگ دست یافته ای » . او در حالی که شمشیر در دست داشت در برابر دشمن ایستاد و دلاورانه مبارزه کرد و حدود چهل نفر را به هلاکت رسانید . در همین هنگام بود که پیاده نظام بر او حمله کردند . جسم بی هوش او بر زمین افتاد . یاران امام او را در برابر خیمه ی شهدایی که در راه حسین (ع) شهید می شوند قرار دادند .
امام فرمود : « قتله مثل قتله النبین و آل النبین ؛ شهادت او چون انبیا و خاندان انبیاست » . یکی دیگر از یاران با وفای امام شهیدان حبیب بن مظاهر بود ایشان که از اصحاب پیامبر بود سابقه دوستی و ولایت پذیری ان از زمان رسول خدا حکایت داشت در ادای وظیفه هیچ کوتاهی از خود نشان نداد و تا نثار جان خود قدم برداشت . حبیب بن مظاهر و دوست بزرگوارش مسلم بن عوسجه پیش از ماجرای کربلا در کوفه، برای یاری امام حسین علیه السلام از مردم بیعت میگرفتند. هنگامی که ابن زیاد به کوفه آمد و بر مردم سخت گرفت، مردم هم مسلم را تنها نهادند و بیعت شکستند، قبیله بنی اسد حبیب و مسلم بن عوسجه را نزد خود پنهان کردند تا به آنها آسیبی نرسد، و هنگامی که امام به کربلا آمد، این دو دوست صمیمی به سوی حضرت رهسپار شدند. در آن اختناق، روزها از چشم جاسوسان و ماموران ابن زیاد پنهان میشدند و شبها طی طریق میکردند تا به اردوی امام ملحق شدند
حبیب مظاهر (مظهر) اسدی از اصحاب خاص رسول خدا و امیرالمومنین علی علیه السلام بود و در جنگ های جمل و صفین و نهروان در کنار امام علی جنگید. او از حاملان علوم علی علیه السلام به شمار میرفت و پسر عمویش، اباثور، در میان اعراب به شاعری و سوارکاری شهرت داشت.
او به همراه مسلم بن عوسجه در کوفه برای امام حسین علیه السلام از مردم بیعت میگرفتند اما وقتی ابن زیاد وارد کوفه شد و کوفیان مسلم را تنها گذاشتند، افراد قبیلهاش حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه را از چشم ماموران ابن زیاد پنهان کردند.
آن دو وقتی خبردار شدند که امام حسین علیه السلام به کربلا رفته، مخفیانه به سویش حرکت کردند. روزها مخفی می شدند و شبها به سرعت میرفتند تا به اردوی امام علیه السلام ملحق شدند و سرانجام به شهادت رسیدند.
در شب عاشورا، حبیب چون «بُریر» شادمان و خرسند بود. به گونهای که «یزید بن حصین» به او خرده گرفت: ای برادر! این ساعت زمان شوخی نیست. «حبیب» در پاسخ گفت: کجا از این جا سزاوارتر برای سرور خواهد بود؟ در حالی که تنها فاصله ما با حورالعین، حمله این قوم بر ماست تا که شمشیرها را از نیام برکشند.(1)
قدری از شب عاشورا گذشت، «نافع» میگوید: امام وارد خیمه خواهرشان زینب(سلام الله علیها) شدند. من در برابر خیمه به انتظار امام بودم که شنیدم حضرت زینب(سلام الله علیها) به امام عرض کرد: آیا شما نیّات یارانتان را امتحان کردهاید؟ من نگران آنم که آنان نیز به ما پشت کنند و در هنگامه درگیری شما را تسلیم دشمن کنند. امام در پاسخ فرمودند: به خدا سوگند اینها را امتحان کردهام؛ پس آنها را مردانی یافتم که سینه سپر کردهاند، به گونهای که به مرگ زیرچشمی مینگرند و به مرگ در راه من چنان شیرخواره به سینه مادرش انس دارند. (۲)
نافع میگوید: چون این گفتار امام را شنیدم، گریهام گرفت و نزد حبیب بن مظاهر رفتم و داستان گفت و گوی امام و خواهرش را بازگو کردم.(۳) حبیب گفت: به خدا سوگند، اگر انتظار امر امام نبود در همین شب با این شمشیرم به آنها حملهور میشدم. نافع میگوید: به حبیب گفتم: من نزد خواهرشان بودهام؛ گمان میکنم باید زنها را تسکین خاطری داد. آیا میتوانی یارانت را جمع کنی تا نزد آنها رفته خاطرشان را آسوده کنیم؟
«حبیب» از جای برخاست و فرمود: ای یاران مردانگی! ای شیران! چون شیران وحشی از آشیانههای خود به در آیید. سپس به بنیهاشم گفت: به خیمههای خویش بازگردید(امیدوارم که) چشمانتان بیدار مباد. بعد از آن به اصحاب خود نظر کرد و آن چه خود دیده بود یا از نافع شنیده بود بازگو کرد و همگی گفتند: به آن خدایی که بر ما منت نهاد که در این جایگاه قرار بگیریم، اگر انتظار فرمان حسین نبود، اکنون با شتاب بر آنان حمله میکردیم تا که نفس خویش را پاک و چشم را روشن سازیم. حبیب از خداوند بر آنان طلب خیر کرد و گفت همراه من بیایید تا که نزد زنهای حرم رویم و خاطرشان را آسوده سازیم. او خود به راه افتاد و یاران، او را همراهی کردند. حبیب به نزدیک حرم اهلبیت رسیده و فریاد زد: ای حریم رسول خدا! این شمشیرهای جوانان و جوانمردان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواه شما را بزند. این نیزههای پسران شماست، سوگند یاد کردهاند که تنها بر سینه جدا شده از دعوتتان فرو روند. در این هنگام زنهای حرم از خیمهها به گریه خارج شدند و گفتند: ای پاکان! از دختران رسول الله و ناموس امیر مومنان حمایت کنید.» در آن حال همه منقلب و گریان شده بودند، گویا زمین هم با آنها زار میگریست.(۴)
۱- مقتل الحسین مقرم، ص 263 .
۲- مقتل الحسین مقرم، ص 265 .
۳- مقتل الحسین مقرم، ص 246 .
۴- مقتل الحسین مقرم، ص266 .
ادامه دارد
به نام خدا
اما کربلا ؛ کانون دگرگونی هاست و ان هم به دليل استاد اخلاقي چون امام حسين (ع) كه بيان امر به معروف ان و نهي از منكرشان براي هر دوسپاه درس اموز بود در میان یاران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) چهره هایی هستند که دچار تغییر و تحول درونی شده اند و ره یافتگاه حماسه ی عاشورای 61 هجری را شکل داده اند . سیر روی آوردن برخی از از کوفیان به حضرت سید الشهدا (ع) در کربلا تا ظهر عاشورا ادامه یافت . و امام در گرما گرم نبرد هم امر به معروف را ازياد نمي بردند و با بيان هل من ناصر ........ برخی پس از رد درخواست امام حسین (ع) از سوی ابن سعد و تصمیم کوفیان به جنگ به امام پیوستند و تعدادی نیز در سیاهی شب عاشورا به امام ملحق شدند و گروه بسیاری پس از پیوستن حُر به امام روی آوردند . بر اساس گفتار سید بن طاووس ، در شب عاشورا ، 32 نفر از سپاه ابن سعد به امام ملحق شدند . برخی مورخان تاکید دارند که در روز عاشورا سی نفر از سپاه ابن سعد به امام پیوستند اما آن چه می توان بر آن تکیه کرد ، این است که اوج دگرگونی در شب عاشورا بود که از میان سپاه ابن سعد به صورت یک نفره یا دو نفره در تاریکی شب به امام روی آورده اند و این سیر تا روز عاشورا ادامه می یابد .
حربن یزید ریاحی كه از چهره های شاخص و از رؤسای شهر کوفه بود از سوی ابن زیاد ماموریت یافت با هزار نفر جنگ جو به مقابله با امام حسین (ع) برود . حر برای پیمودن فاصله ای که به درازی ابدیت و از شیطان تا خداست ، راه در کربلای عصر خویش و در کربلای نفس خویش ، انقلاب درونی را انتخاب می کند و ناگهان تغییر جهت می دهد و از سپاه کفر جدا و به سپاه حق می پیوندد . او صبح عاشورا در سپاه یزید بن معاویه و ظهر عاشورا در سپاه سمبل آزادی و آزادگی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) جای می گیرد و هجرت عظیم را آغاز می نماید ، او می رود برای حریت خویش یک شهید آزاد بسازد .
وی انسانی شجاع ، آزاده ، نبرد آزموده ، رشید و دلاور ، آشنا با قرآن ، صاحب اراده ی قوی ، شاعر و ادیب و اهل عبادت ، چهره ای سرشناس در کوفه ، ارادتمند و عالم به جایگاه و حق اهل بیت بود .
هنگامی که حرّبن یزید ریاحی از قصر عبید الله بن زیاد در کوفه خارج شد تا به استقبال امام بیاید ، ندایی را شنید که از پشت سر می گوید : « ای حرّ! تو را به بهشت بشارت باد » . او به پشت سر نگریست و کسی را به خود گفت : « به خدا ! این بشارت نیست ، در حالی که من اسیر به جنگ با حسین (ع) هستم » .
او پیوسته این خاطره را در ذهن داشت تا هنگامی که خدمت امام رسید و آن داستان را بازگو کرد . امام به او فرمود : « تو به واقع به پاداش و نیکی راه یافته ای » امام در یکی از خطابه های کوتاه خود این گونه حرّ را آگاه کرد : « اَلا حرّ یدع هذه اللمّاظَةُ من دنیاکم ؛ آیا آزاد مردی نیست که واگذارد این ریزه غذای داخل دهان را ( ته مانده ی منافع دنیا را که شبیه به ریزه غذای داخل دهان است برای اهل آن ) ». شاید این سخن سیدالشهدا (ع) بود که انقلاب و طوفان ظلمت براندازی را در افکار و اندیشه ی حرّ به پا ساخت .
حر بن یزید ریاحی ، به خاطر آن چه قبلاً نسبت به خاندان پیامبر روا داشته بود و آن ها را در مکانی بی آب و گیاه وا نهاده بود ، سر از شرمندگی به پایین انداخته بود و به سوی آنان پیش می رفت . « پروردگارا من به سوی تو باز می گردم ، پس توبه ام را بپذیر ، من دل اولیای خدا و فرزندان پیامبرت را به وحشت انداخته ام .ای اباعبدالله ! من بازگشته ام و تائب هستم ، آیا راهی برای توبه ی من هست » . امام فرمود : « آری ! خدا توبه ات را می پذیرد و تو را می بخشد .» بعد فرمود :« از اسب پیاده شو ، حر گفت : سواره بودنم از پیاده بودنم بهتر است ، با اسبم مدتی می جنگم ».
ادامه دارد
اين شبهاي سال نوي هجري قمري اندكي در باره خود
بيانديشيم و محاسبه كنيم گرچه مثل حضرت علي(ع) شدن
محال ا ست!گرچه بارها گفتنداللهم جعلنا من المتمسکین بولایة
علی ابن ابیطالب علیه سلام اما هيچوقت نتوانستند رهرويي
كامل در مسير ولايت باشند اما بودند كساني كه رهروي خوبي
بودند اما طمع د نيا و حب پست و مقام و در در يچه اي ديگر لذت
جويي افكار متوحشي را برايشان به وجود اورد كه ديگران صراط
راست بودن را با اعمال انها گم كردند ! و نه تنها خود از مسير
منحرف شدند بلكه شكافي بوجود اوردند كه انشعاباتي در دين
بوجود اوردند كه لطمه ان جبران پذير نبوده و نخواهد بود
اري ماه محرم عبرت اموزي هاي بسيار دارد و درسهاي شيرين اگر
در هنگامه سيل و طوفان همچون نوح توانستيم از فرزند خود بگذريم
و اعمال خلاق ان را حق جلوه ندهيم يا ايوب وار در ازمون الهي
شركت نماييم نه اينكه اسلام را با فرزند و اهداف ان معاوضه كنيم
ان وقت ميتوان به درك واقعي از محرم رسيد ، محرم شگفتي ساز
است ، محرم حسادت زدايي را از بين ميبرد ! محرم درس وفا و نيك
مردي را احيا ميكند .
گويند قمر بني هاشم در طول عمر با بركتش خودر ا در برابر مولايش
هميشه مطيع نشان ميداد طوري كه يك مرتبه از زبانش برادر گفتن
جاري نشد الي ......
ولايت شوخي بردار نيست تهديد پذير هم نمي تواند باشد كه با نامه
ان را تهديد به اتيش زير خاكستر نام برد، ولايت خدادادي است چه
ان متصوب از سوي خدا باشد يا از سوي جانشين برحقش انتصاب
شده باشد
محرم واسطه پذيري را مطرود ميكند به جاي ان حق بودن را به ما
مي اموزد به همبن دليل بود كه امام عزيزمان فرمود
محرم و صفر بود كه اسلام را تا بدينجا رساند
نگرش در اوصاف ماه محرم حقانيت را ظلم ستيزي را طمع ورزي را
پست پرستي را دنيا طلبي را مي بينيم و براي رسيدن به اصلاح
امور بايد دنبال حق نگري و ظلم ستيزي و مبارزه با طمع ورزي و
دنيا طلبي باشيم در واقع امر به معروف را سر لوحه كار خود داشته
باشيم
ادامه دارد


